
ساعت: 22:57
تاریخ: جمعه نهم آذر 1386
مگه تو قسم نخوردی منو تنها نزاری روبه روم نشستی اما از غریبه کم نزاشتی

به من میگن اسمت مجتبی هست ولی بروبچ نت میگن اکستازی نمیدونم شما چی میگین هرچی میخواین بگین. 19 سالمه . بچهه شمال هستم از اون بچه های جوادی آبادم بابا شوخی کردم بچه بابل هستم . این وبلاگ هم فقط ماله خودمه کسی هم تو کارش دخیل نیست.یه چیز دیگه من از این قرتی بازیا خوشم نمیاد (تریپ عشق و عاشقی ) به همین علت تو این وب از این چیزا خبری نیست. جدیدن از آهنگ های رپ خوشم امده اونم امزیپر آهنگ ×فرق آدماش× خیلی خداهه
ا مـ کـ ا نـ ا ت
صفحه ی اول
پست الکترونیک
آ ر شـ
یـ و
آذر 1386
بهمن 1385
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مرداد 1384
لـ یـ نـ ک هـ ا
آسمونی
قلب یخی
شهر سبز
آی کیس یو
گلدکئیست امیرلا
بوتر تم
رزناز
بست بوتر
وبلاگ خوشگل و شاد
پاتوق
نیلوفرانه
مداد سفید
نغمه درد
دوست دخترانه
هاله
ستاره
شورشگر
ملکه عقابها
پانترا
چالوسی ها
سودی
آرزوو
فرناز
قـ ا لـ ب از
نازنین
www.Naazanin.Com
RSS 2.0
تا حالا فکر کردی عشق یعنی چی؟ عشق یعنی اینکه یکی بهت بگه از رنگ لباست خوشش میاد و تو هم از اون به بعد همیشه همون رنگو بپوشی ! تا حالا دلتنگ کسی شدی؟ اصلا میدونید دلتنگی چیه ؟ اونهم از بدترین نوعش؟ بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اون کسی که دوسش داری هیچ وقت مال تو نمیشه . اینکه بدونی یه روزی از کسی که دوسش داری باید جداشی حالا چه بخوای چه نخوای . تا حالا فکر کردی خوشبختی یعنی چی ؟ خوشبختی یعنی اینکه یکی یه گوشه دنیا باشه که دوست داشته باشه یکی باشه که پناه خستگی هات باشه یکی باشه که نگاهش وجودتو گرم کنه تا حالا فکر کردی آرامش یعنی چه؟ آرامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی که توی سینهء کسی که دوسش داری یه خونه گرم داری تا حالا فکر کردی زندگی یعنی چی؟ زندگی یعنی اینکه همه عمرت تلاش کنی و جون بکنی برای بدست آوردن اونچیزی که بهش ایمان داری زندگی یعنی اینکه خودتو دوست داشته باشی برای اینکه توی دلت عشق اون هست تا حالا فکر کردی هدف یعنی چی ؟ هدف یعنی صبح که از خواب پا میشی بدونی اون روز باید چیکار کنی ؛ بدونی اون روز باید از کدوم مسیر رد شی تا یه تلفن کارتی داشته باشه! تا حالا فکر کردی انگیزه چیه؟ انگیزه اونه که وقتی میخوای بری سر قرار صد بار بری جلوی آینه و لباستو چک کنی !!! تا حالا فکر کردی که قسمت یعنی چی؟ قسمت یعنی اینکه بشینی دست روی دست بزاری و هر طرف باد اومد تو هم بری قسمت یعنی اینکه همه تنبلی ها و بی عرضگی ها رو بندازی گردن روزگار یعنی بشینی مثل بدبختها به از دست دادن محبوبت راضی بشی به سرنوشت چی ؟ به اون فکر کردی؟ سرنوشت دیگه اونی نیست که از سرت نوشته سرنوشت یعنی اینکه یه روز جلوی چشات رفیقت و تنها رفیقت تنهات بزاره و بگه « این بازی روزگاره ... » حالا به خودت فکر کن ! خودتو تا حالا معنی کردی ؟ و انسان یعنی همیشه انتظار ... انتظار ... انتظار .... تقدیم به اونایی که یک بار دوست داشتنو تجربه کردن زندگی همانند دریاچه ایست که گاهی خشک و گاهی در تلاطم است
سلام دوستان من .
خوب که هستین مثل همیشه .
امروز امدم آپ کنم خیلی چیزا هست که میخوام بگم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم .....
اول از انتها بگم که هتمن میدونین همتون اااااه چقدر خنگین ، نمیدونین ، باشه خودم میگم بهتون یکم حوصله کن الان میفهمی ..... روزه پدر رو به همتون تبریک میگم اااااه یادم رفته بود انگار روز مادر بود آهان آره ، روز زن بود که این روزها تلوزیون داشت خودش رو ..... میداد (قابل توجه گاگول ها ! نقته چین .... هست . نمیگم آخه بعد آموزی داره) حالا بعد میگم چرا تلوزیون.......
مامان ها ... مادرها...مامان بزرگ ها...ننه ها ... نن جون ها...همش یه معنی داره میدونستی ، اینم نمیدونستی .... زن (دوخترها به شما نمیگم زیاد حال نکنید آخه دهنتون بوی شیر میده که لقب بزرگ زن بهتون داده بشه ...) وارد حاشیه نمیشم .به همه زن ها تبریک میگم .(چه جمله خر تو خری شده).
حالا . حالا .حالا . حالا. اااااااااه جو گرفت یهو منو یاد عروسی افتادم که این آهنگ رو همش میزاشتن حالا . حالا .حالا . حالا . برقسین همه یالاه ..... ااااااه چرا حالا کمر میای ... زشته ... خجالت بکش ... مگه دیسکو امدی .
جاتون خالی نمیدونین چه شبی بود اولین بارم بود که همچین عروسی میدیدم ..... (هنوز تو توهم هستم ) الان میگم چرا .... یه جایی هست تو شمال به نام لفور که خارج از شهر هست یه منطقه جنگلی حساب میاد ولی ویلاهای زیادی داره اطرافش ما هم تو یکی از این ویلاها بودیم که یه رودخونه کنارش بود اطرافشم درخت های بزرگ بود که معلوم نبود چند سال داشتند. بارونم میزد اول عروسی ... نم نم ... وای چه حالی میده زیر نم نم بارون باشی ... با یه گروه ارکستر توووپ که آمارشون رو گرفتم آخر جدیدن هم یکی از آهنگاشونو شبکه ایران موزیک هم پخش کرده (بسوزین شماره شونم گرفتم) بعدشم که دیگه خودتون حدس بزنین آخه اگه بگم بعد آموزی داره ........(مجتبی بچه +)

خووووب باز چی بگم ، این روزا گرفتارم سرم خیلی شلوغ هست از یه طرف باید دنبال یه لقمه نون حلال باشی از یه طرف هم ماشینت هی خراب بشه ، بازم طرف داره ... دوستان گیر میدن چرا آپدیت نمیکنی... بازم داره ..... تو این گیر وا گیری براتمن مهمون بیاد .......... من نمیدونم کدوم خری گفته شمالی ها مهمون نوازن .... خودشون مهمون میکنن برات یه هفته آخرشم میگن راست میگن شمالی ها مهمون نوازن هااااا.
مگه یه آدم چقدر میتونه طرف داشته باشه ........( گریه )
من یکی از طرف دارهای برنامه کوله پشتی هستم خیلی باحاله این سری که سری سوم هست که دارن اجرا میکنن اونم با مجری محبوب من فرزاد حسنی که دست تمام مجری ها رو از پشت بسته خیلی توپه برنامش ، دو شب پیش که میدیدم موضع درباری حجاب واسلام بود که یه زن آمریکایی که مسلمان شده بود اورده بودن به برنامشون نمیدونین این زنه چقدر قشنگ صحبت میکرد منم کفم برید داشتم میرفتم تو تلویزین جاتون خالی وقتی داشت از اسلام صحبت میکرد آدم شاخ در میاورد ما که دم از اسلام وو بچه مسلمون بودنمون می زنیم ده درصد از اطلاعات اونو نداریم . وقتی داشت از خودش میگفت .... میگفت وقتی تو امریکا بودم هیچی از اسلام نمیدونستم وقتی با یه لباس تمام عریان راه میرفتم همه منو نگاه میکردن ولی از وقتی که اسلام رو شناختم هیج کسی نمیتونه منو نگاه بکونه، همیشه یکی همه جا همراه و مواظب منه ..... من نمیخوام به کسی احانت کنم ولی حالم از این دخترها یا زن هایی که دم از مسلمون بودنشون میزنن ولی با این وضع زاحری به خیابون میان بهم میخوره خیلی روک میگم میخوام سر به تنشون نباشه .... نمیخام دیگه درباریه این موضع ادامه بدم آدم بی جنبه زیاده ....... پس بگزریم.

دمه استقلال گرررررررم هتمن خبر دارین که امیر قلعنویی مربی استقلال سر مربی تیم ملی شده دیگه نون استقلالی های تیم ملی تو روغنه کلی حال کردم ... خداییش دمه امیر خان گرم با این مربی گریش.
یه چند وقت پیش تو یکی از وبلاگ ها یه شعری خوندم که خیلی برام جالب بود ...یه چیزی مثل حرف دل خودم هست ............
براي رسيدن به تو
پا پيش گذاشتم
خودم را قسمت كردم
تو را سهم تمام روياهايم كردم
انصاف نبود
تو كه ميدانستي با چه اشتياقي
خودم را قسمت ميكنم
پس چرا
زودتر از تكه تكه شدنم
جوابم نكردي
براي خداحافظي
خيلي دير بود
خيلي دير
اینم از شعری که دربارش بهتون گفتم اگه یه کم فکر تو اون کلت داشته باشی معنی این شعر رو میفهمی .
یه خبر دیگه که این روزا هتمن با خبر شدین ، حمله دوباره سهنیویستهای غاسب به لبنان.....
این سازمان ملل هم شده نیکبخت واحدی همش دنبال حاشیه هست تا اصل موضع .....
شما سر مزار سهراب سپهری رفتین ...... من عاشق سهرابم ...... سهراب در شهر کاشان به دنیا امد هتمن میدونین .... مزارشم در مشهد اردهال کاشان هست یکی از مناطق سرد کاشانه ، مشهد اردهال.
روی سنگ سهراب همون شعر مشهورش نوشته ..... گر بر مزارم میاید ....نرم و آهسته بیاید....مبادا که ترک بردار....همدم تنهایی من .............
خوب من دوباره هوس رفتن کردم این بار جدی تره یه بار تصمیم گرفتم دیگه نیام نت ولی امدم ولی این بار خیلی جدی تره تصمیم ......
برام آرزو کنین که دوباره برنگردم.........
از اون دوستایی که ابراز دوست بودن با من میکردن تشکر میکنم که تو این مدت منو تحمل کردن......
خوب من دیگه برم زیا پر حرفی کردم ....... خداحافظ همتون.
سلااااااام
خوبین! خوشین! سلامتین! مامان خوبه! بابا خوبه! مامان بزرگ ، بابا بزرگ ، دایی ، خاله،عمه،پسر دایی ،دختر دایی ......اووووووو ول کن اصلا انگار همه خوبن (چشمک بدون معنی)
منم که خوب خوبم (مجتبی خالی بند)
نمیدونین چه حالی میده تعداد کامنت های پستات بالای پنجاه باشه دماغ همتون بسوزه (مجتبی ندید بدید)
اولا باید به خودم تبریک بگم به خاتر قالب جدید وبلاگم که خیلی باحاله من که تاهالا نمونه شو هیچ جا ندیده بودم به همین علت ماله خودمه به کسی نگینا میخام یه کم روو سرورش دست کاری کنم که زایه نشم (مجتبی کاشف)
من نمیدونم چه اخلاق بعدی هست این بازدید کنندهای وب من دارن همش تو جم آدمو زایه میکنن بابا من به کی بگم املا مون ضعیفه هالا باز تو کامنت ها بگین (حال با این ه نیست ) باشه یادتون نره ها بگین هتمن منو تو جم س کنین (مجتبی آموزگار)
یه چندتا دوست جدیدم پیدا کردم که به پیوندها اظافه کردم میتونین برین ببینین خدایش وبلاگاشون از مال من (در به در) تره بابا شوخی کردم هالا چرا جدی میگیری اووووووو هالا چرا غهر میکنی بیاااااااا برات قاقالی میگیرم دمت گرم خر شدی نه ااااااا باز رفت بابا چیکار کنم از دستم در رفت پشیمونم باشه هالا خوب شود اشکامو دراوردی ...................آشتی آشتی .........(چشمک).........بوس بوس بوس.......واااا چرا دختر مردم رو میبوسی پسر خجالت نمیکشی بورو از خونم بیرون بورو دیگه نیا تا آدم شدی بیاااااااااااااااه (مجتبی توهم)
یه چیز باحال دیگه یه خاله پیدا کردم از اون بچه با معرفت های شمال هست (مجتبی خالی بند) میدونین تازه جایزه هم میده دلتون آب ، دماغتون بسوزه ، ااااااااه چرا فوش میدی هالا من که چیز بدی نگفتم ...... اااااا اسم خاله منو میخای چیکار مگه خودت ناموس نداری ، چشاتو درویش کن............ (مجتبی غیرت) خاله ستاره تو خودت و ناراحت نکن ااااااااااه باز سوتی دادم اسم خاله رو گفتم به کسی نگین هااااا وگرنه خودتون میدونین با من طرفین هالا از من گفتن بود تازه خالم خودش وب داره میتونین برین تو وبش ضرر نمیکنین برین (چشمک با معنی)
جاتون خالی هفته پیش کلی خوش گزشت ، بدهم گزشتااااا ولی من حوصله غم و غصه رو ندارم واسه همین از غم چیزی نمیگم که ناراحت بشین خوب بریم هفته گزشته .......... نمیدونم چه مرزی هست این تولد گرفتن تو این سه هفته گزشته سه تا تولد داشتیم (یه شما چه که اصلا تولد کی بود ااااااه باز پورو شودن)
شب جمعه بودیم تولد تو دریا کنار اگه شمالی باشین میدونین کجاست وگرنه که هیچ بیخیالش بشین که نیاین بهتره ....... هالا بگزریم ما برو بچ نشسته بودیم که یه آقا که سنی هم داشت ، داشت رد میشد گفت ..... به به به به .... بچه ها تولده ما هم که خدایه رووو گفتیم بیایم یه تارف بزنمیم ، دیدم یارو رفت بعد دو ماین با یه پسر امد نشست ووو موقع خوردن کیک داداشاشم اورررد (از من به شما هیچ وقت یه کسی تارف نکنین)..... خلاصه یارو با یه پسره امد نشست تااااا رو صندلی نشست شروع کرد به فک زدن نیم ساعت بود چهل دقیقه حرف زد دمش گرم بچه باحالی بود ......تا امد گفت من جان هستم بچه کانادا هستم اسم مامان ... اسم بابا ..... نوه .... نتیجه ....همروو داد ....تازه اون پسره که باهاش بودو داشت نصیهت میکرد بره با دخترا بدون رو در واسی صحبت کنه آخه اون پسره داشت دخترارو دید میزد که این گیرش اورده بوووود اسم پسره میثم بود بیچاره بخت از دنیا برگشته تو حال خودش بود که گیر این یاروهه افتاد اونم آوردش پیش ما که نصیحت کنه بدون رو درواسی بره با طرف صحبت کنه ... دلم واسه پسره سوخت بیچاره حیونکی داشت آب میشد تو جم اونم چیییییییی همه دختر پسر جوون بابا بوزرگه هم دمش گرم اصلا کم نمی یاورد میگفت به پسره ( پسرم بورو صحبت کن با طرف ، بهش درخاست دوستی بده ، شماره بده ، بهش درخاست ...... + از سقف بورو بالا + ، .......) پسره که داشت رنگ و با رنگ میشد داشت آب میشد که مبایلش زنگ زد اونم دوتا پا داشت چهار تا دیگه گرفت فرار کرد. دیگه داشت دیونه میشدم بچه قرتی رفته اونور دنیا زندگی کرده تمام حالشو
کرده امده اینجا میگه .... من عاشق دوختر ایرونی هستم ، عاشق دوخترهای پورویه ایرونی هستم (اینو راست گفت خداییش) ...... بعد کلی حرف زدن رفت .......... چه آدمایی پیدا میشن هااااااا.......
دوستان شما چه آهنگی خوشتون میاد، من که جدیدن خراب آهنگ های رپ شدم (مجتبی با کلاس) از یه آهنگ امزیپر (فرق آدما) خوشم میاد از خاننده های که از بعضی از آهنگاشون خوشم میادهم کامرون کارتیو (هنا هنا) و کامران، هومن( با تشکر از شما میخوام بگم.....) ، از عارف (سلطان قلبها) هم کلی خوشم میاد بازم هست ولی الان نیدونم .
یه خبر هم دارم براتون (مجتبی شبکه خبر)
اكس پارتي بزرگ درتهران به ساقي گري خفاش(فکر نکنین من هستماااا) جان۶نفرراگرفت!اين اكس پارتي كه درآن دختروپسرهاي زيادي شركت داشتندوبا مصرف قرص اكس همراه بود.ناگفته نماند دراين اكس پارتي دختروپسرهاي جوان به انجام تمايلات جنسي نا مشروع نيز پرداختند.پدرها ومادرها بيشتر مراقب فرزندان خود باشيد./

دیگه واسه امروز بسته منم بروم که دیرم شده........ از تمامی دوستان که تو کامنت ها نظر میدن و از اون آدمای خسیس که فقط میخونن میرن تشکر میکنم که به یاد وب من هستن .
تا آپدیت دوباره ..............بای تا بای.
سلام عزیزهای من (پاچه خوری رو هال میکنین)
خوب که همتون هستین (به من چه که خوبین خوب نباشین اصلا)
نمیدونم چرا از صبح تا هالا دلم میخواست آپ کنم ولی نرسیدم تا که هالا که ساعت دوازده شب هست دارم مینویسم .
اااااای نمیدونین چه هفته باهالی بود هفته گزشته کولی هال و هولی کردم براتون میگم چه هال و هولی بردم . اول از شنبه شورع کنم .....
شنبه مثل هر روز بود از صبح مثل.....کار کردن بود تااااااا عصری .... چون قرار بود برم برایه جشنواره گل و گلاب ، تصمیم گرفته بودم یکشنبه اگه مشکلی پیش نیومد برم که مشکلی هم پیش نیومد ووووو من یکشنبه رفتم کاشان .مبینین تورو خدا اصلا شانس نداریم ، میخواستم براتون عکس بزارم از جشنواره ولی نشد ، دوربین رو بردم ولی معماریش رو یادم رفت ببرم آخخخخخخخخخ نمیدونین چه قدر به درودیوار ........ دادم. خوب هالا از اونجا بگم ، اولا که وقتی من رفتم هفتم خرداد بود جشنواره هم دوم خرداد تموم شده بود و منم به جشنواره امسال نرسیدم، من یکشنبه ساعت پنج بودم کاشان رفتم خونه آشنام اونجا یه استراحت کردیم و زدیم بیرون یکم داخل شهر گشتیم (خدا بگم چیکار کنه این دختراروو که هرجا میریم از دستشون امون نداریم) بعد شبم رفتیم پارک روبروی باغ فین که یه چشمه آب سرد ازش میگزره ما هم شام رو انجا خوردیم (جا همتون خالی .چولو کباب بود شااااااااااااام اونم چی با دست خوردم) خوبه هالا بسته از شکم بگزریم،یکشنبه گزشت وشد دوشنبه ، دوشنبه صبح رفتیم نیاسر اااااااااه نمیدونین چه جایه باهالی بووود فکرشم نمیتونین بکنین
اصلا تو یه منطقه خشک و کوهستانی که نفسم نمیشه کشید یه قسمت باشه که مثل آب و هوای شمال داشته باشه آب خنک که مثل آب پلور هست درخت های سرسبز توت، گردو ، انبه و چند نوع دیگه که من آخر نفهمیدم چیه .
یه قسمت دیگه نیاسر که همه واسه اون میرن آبشارش هست یه هفتاد تا پله باید بری پایین ته به زیرش برسی یه آبشاره بیست متری هست که تا وستاش پله خورده میونی بری زیرش خلاصه بگم یه چیز مثل کوچیک شده شمال هست .
میرم عصر دوشنبه که من واسه اولین بار رفتم قمصر آخخخخخخ وقتی آدم وارد شهرش میشه انگاری تو باغ گل محمدی رفته باشی بوی گل محمدی میده ، همه جایه شهر قمصر بوی گل میده ، کناره خیابوناش همه دستگاه های گلاب گیری سنتی هست (همتون رفتین تو توهم نههههههه) خوب دوشنبه هم تموم شد رفتیم روزه سشنبه که صبحش میخواستم برم دریاچه نمک ولی اینجوری که آدم های اطراف دریاچه نمک تریف کردن ما هم بیخیالش شدیم و عصری هم با یه ماشین واسه شمال حرکت کردیم .
این بود سفر کوتاه و سه روزه من .
یه چیز دیگه که اصلا تو این هفته باهاش هال نکردم روزه تولدم بود ،آره من متولد دوازد خرداد هستم امسال هم مثل سالهای قبل خودم به خودم گفتم (تولد مبارک مجتبی) اااااااااه بابا ول کنیم نمیخوام از غم بگم که این وب هم مثل وب های دیگه بشه .
امروزم که نمیشه گفت روز میشه امشب هم شب یکشنبه هست فردا یکشنبه چهاردم خرداد هست روزه ارتهال امام هست نمیدونم از از چی امام بگم براتون ولی خدا بیامرزه اونو واقعا انسان بود ،کسی که تونست
حوکومت دوهزار ساله شاهنشاهی رو نابود کنه واقعا ما چی میتونیم بگیم ازش . خدایش اگه از شما می پرسیدن امام رو در یه جمله توصیف کن چی میگفتی من که نمیدونم آخه هر جمله ای که بگی بازم کمه براش.
اااااااااااه چه خبر شددددده زیاد گفتم بسته دیگه ساعت یک شبه منم خستم تازه یک ساعت از باشگاه امدم بریم کفه لالا (چشمک)
موفق باشین دوستان یا حق
اشکال نداره من پورو تر از این حرفام.
خووووووب چه خبر دوستان گل امروز همین توری امدم نشستم دارم مینویسم اگه یه خورده چرت و پرت میگم به بزرگی خودتون ببخشید .
نمیدونم چرا چیزی به زهنم نمیرسه که بگم ولی دو دقیقه پیش کلی هرف داشتم.خوب بهتره از خودم بگم اول که هالم بدجور گرفته نمی دونم مشکل از کجاست ولی تا حدی میدنم از دسته این روزگاره . اصلا نمیخوام از غم بگم آخه این روزا همه یه چورایی مشکل دارن به همین علت تا اطلا ثانوی از گفتن غم و قصه معضوریم . خوب برگردیم تو این مدت که نبودم براتون بگم .
تو این ماه سرم خیلی شولوغ بود گاهی اوقات میومدم وب دوستان رو میخوندم و کامنت میزاشتم اگه واسه بعضی از دوستان کامنت نمیزاشتم خودتون ببخشین .
هفته پیش قرار بود واسه جشنواره گل و گلاب برم کاشان ولی به علت مشکلات نشود برم ولی میرم، جشنواره تا ده خرداد ادامه داره از من به شما نصیهت هتمن برین خیلی خوش میگزه از خواننده معروف بخواین هست تا لیدی های خارجی . یادمه پارسال جشنواره یه روزش امیر تاجیک امد برنامه اجرا کرد بعد ملت هم یه هال اساسی به سر این بدبخت از دنیا برگشه اوردن که فکر نکنم که دیگه بره اونجا برنامه اجرا کنه (از وقتی که شورع کرد براش بارون سنگ فرستادن)
آخ نمیدونین چه حالی میده تو اتاق چراغ خواموش، یه نوره کم رنگ قرمز یه آهنگه آروم(Gipsiking) بعد برین تو حال و اهوال گذشته ای نمیدونین چه فازی میده.
اااااه ه ه ه میدونین زده هال چیه الان بهتون میگم ..... دو هفته داره به جام جهانی احمدی نژاد بیاد شهرتون تازه مسولین شهر بیان ماهواره های همه رو جم کنن. بدجوری حالمونو گرفتن(گریییییییییییه)
یه چندتا جوک بیمزه بگم :
از بچه آخونده میپرسن بابات چیکاره .میگه! بابام کمربند مشکیه قرآن داره.
ترکه میره بهشت زهرا گل نداشته کمپود میبره .
یه روز یه آخونده به یه دختره تیکه میندازه ! داداش دوختره هم شروع میکنه به کتک کاری . یه ترکه هم از اونجا رد میشده اونم شروع میکنه به زدن آخونده . میبرنشون کلانتری به ترکه میگن تو چیکاره بودی ؟
اونم میگه ! من فکر کردم انقلاب شده .
خدایش بیمزه بود نه !
یه چیز دیگه ! از دوستان گل که برام کامنت گزاشتن:
نمیدونم این کاره کی بود که جای نویسنده ....... گزاشته بود (ولی من میدونم کاره کیه) من اسمت رو میگم فهیمه خانم باشه اشکال نداره که دیگه به یادمون نستی ولی ما هنوز به یادتیم . بازم بیا اینجا فقط بیا مطالب رو بخون نمیخواد نظر بدی که جای اسمت مجبور بشی ....... بزاری.
این دیبا کیه خدایش نمیدونین با نظرش چه قدر خندیدم .(مگه دختر بقالی سر کوچه امدی)
شیما بابا دمت گرم من که خیلی وقته لینکت کردم (شهر سبز)
رزناز جوووووووون مرسی که این همه به یادمی (بابا دمت گرم .... بابا دمت گرم) قابل به ذکر هست که یکی از دلایل آپ کردنم این رزناز بود که بهش قول داده بودم که تا آخره هفته آپ کنم که کردم.
ستاره جون (به آبجیت نگیها گفتم جون بهت ها) بابا این عکس خودمه زیاد نبین تموم میشم (خنده ه ه ه ) .
بسته دیگه واسه امروز بسته تا آپ دوباره همتون رو به خدا میسپارم . یا حق .
..... این بالشم دیگه حوصله ی منو نداره
.... تو که هیچ
. . ! دیگه اشکمم برام ناز میکنه
زندگي مال تو، مرگ مال من. راحتي مال تو، گرفتاري مال من. شادي مال تو، غم مال من. همه چيز مال تو ولي تو مال من.
هر شب دعا ميکردم تورو تنها ببينم
بگم که آرزومه تو باشي هم نشينم
ولي يه شب که ديدم با ديگري نشستي
گفتم تو هم خدايا دل منو شکستي
Cute
سلام .
اول سال نو رو به همتون تبریک میگم ، امید وارم سال جدید سال خوبی براتون باشه و برای همتون آرزوی موفقیت میکنم.
امورز بیکار بودم کاری هم نداشتم امدم یه آپ کنم وبلاگ رو ، باز نیایین نگین که دیردیر آپ میکنی خوب سلام احوالپرسی بسته امروز چند تا جوک و یه اخبار دارم براتون ،خودتون تصمیم بگیرین درباره این ماجرا ، یه چیز آموزشی هم دارم براتون که هالشو ببرین.
واقعا که چقدر يه آدم بايد احمق باشه که حکم اعدام يا سنگسار يه دختر با پسر زير 18 سال رو بده. چرا بعضي از قاضيهاي مملکت ما اينقدر احمقن؟ چطور حاضر ميشن حکم اعدام يه بچه رو صادر کنن؟ بچهاي که هنوز از زندگي چيزي نميفهمه يا بهتر بگم، زياد نميفهمه و هنوز بد و خوب رو نميتونه به خوبي از هم تشخيص بده. اين اواخر يه دختر 13 ساله به اسم ژيلا توي رابطه جنسي که با برادر 15 سالش داشته حامله شده و قاضي به سنگسار محکومش کرده. اصلا قصد طرفداري از کاري که اين دختر با برادرش کرده و تجاوزي که اون پسر به خواهر کوچيکش اونم تو اون سن کرده، ندارم. ولي ميخوام بگم اعلام يه همچين حکمي از طرف قاضي براي يه دختر بچه تو اين سن و سال خيلي احمقانست. مطمئنا از اين چيزا خيلي بيشتر از اين در آيندهاي نزديک ميبينيم و ميشنويم. تو مملکتي که به اسم اسلام دست همه رو بستن و همه رو تو فشار گذاشتن، از بزرگترا که هيچي، از کوچکتراش هم اگه از اين کارها ديده و شنيده بشه، زياد نبايد تعجب کرد. به اميد اجرا نشدن حکم ژيلاي 13 ساله و آزاديش از زندان.
خیلی واسه دولت مردان این مردم موتعصر هستم که چه توربه خودشون اجازه میدن این کاررو به این دو بچه کنن شمایی که دم از انسانیت و آزادگی مردم میزنین واقعا خودتون وجدان انسانیت دارین نمیدون شماها رو چه کسی به این مقام و سمت رسونده ولی همتون بدونین یه دنیای دیگهی هم هست و این دونیا ابدی نیست .
اینم یه جمله از طرف من به اونایی که جز خودشون کسی دیگه رو نمیبینن :
کاش ميفهميدي زندگي محبس بي ديواريست و تو محکوم به حبس ابدي و عدالت ستم معتدليست که درون رگ قانون جاريست.
خوب هالا آموزش (که آموزش دوختر بازی هست) اینو یکی از دوستای گلم برام میل کرد که چند بخش داره و خیلی خوب آموزش داده (به درد اون پسرای گاگول میخوره که همش خودشونو ....... میکنن)
چگونه هر دختری را تحت تاثیر قرار دهیم
قبل از اينکه راجع به مطلب اصلی شروع به نوشتن کنم بذارين از همه دوستايی که ای ميل زدن يا پيام گذاشتن تشکر کنم. خيلی ممنون بچه ها٬ فکر نمی کردم انقدر زود اين وبلاگ مورد لطفتون قرار بگيره. حالا بريم سر اصل مطلب.
ما ايرونی ها دختر بازی بلد نيستيم. دليلش هم خيلی ساده است برای اينکه خيلی دير با دخترهارابطه برقرار می کنيم. منظورم از لحاظ سنه. معلومه وقتی آدم تا سن ۱۶ ۱۷ سالگی نمیدونه دختر چيه وقتی تصميم به دختربازی ميگيره اولين دختری که ميبينه هول مينکه و زبونش بند مياد و بچه ننه بازی در مياره. اينا رو نگفتم که نا اميدتون کنم گفتم که بدونين چرا اگه بخواهين دختربازموفقی بشين بايد يک سری از اخلاق و رفتارهاتونو عوض کنيد.
حالا بريم سراغ درس امروز: چگونه بتونيم هر دختری رو تحت تاثير قرار بديم. (قابل توجه اونايی که دنبال دختر می گشتن٬ اين قدم اوله)
اکثر قريب به اتفاق مرد ها ماتحت مبارک خودشونو پاره می کنن که دخترا رو تحت تاثير قرار بدن. فقط کافيه که به رفتار يک مرد با دختری که تازه آشنا شده يا برای اولين بار باهاش رفته بيرون توجه کنيد تا متوجه بشين که چی ميگم. وقتی که يک مرد به فکر اين می افته که دختری رو تحت تاثير خودش قرار بده معمولا عين بچه ننه ها و بی عرضه ها رفتار می کنه. مثلا همش سعی ميکنه که حرفهای باحال بزنه يا همش مواظبه که نکنه يک وقت يه چيزی از دهنش دراد که دختره خوشش نياد. اگر هم حرفی بزنه که دختره باهاش موافق نباشه٬ زود حرفشو پس می گيره. همش نگرانه٬ رفتارش طبيعی نيست٬ حرفهاش و يا حتی حالت بدنش طبيعی نيست. خلاصش اين که سعی ميکنه بهترين رفتار ممکن رو داشته باشه.
مشکل از اون جايی آغاز ميشه که دخترها گيرنده های بسيار قوی ای دارن. تا همچين رفتاری می بينن پيشه خودشون می گن ها ها يه خره ديگه. (می خوام اينجا بگم پيشه خودشون می گن يه loser ديگه ولی نمی دونم جايگزين مناسبش تو فارسی چيه٬ يه چيزی تو مايه های بی عرضه ای که نديد بديد هم باشه! آآآآخ) به هر جهت وقتی دختری می فهمه که شما خيلی داريد سعی می کنيد که اونو تحت تاثير قرار بدين پيشه خودش فکر می کنه که تحفست و رفتارتون نتيجه ی عکس ميده. با اين رفتار دارين به دختره ميگين: عزيزم من می دونم تو منو برای اون چيزی که واقعا هستم دوست نخواهی داشت٬ برای همين سعی می کنم تورو تحت تاثير حرفام قرار بدم. در ضمن من آدميم که خيلی دور و برم دختر نبوده تا حالا و نمی تونم وقتی با يک دختر خوشگل حرف می زنم عادی رفتار کنم.
حالا چاره چيه؟ اصلا سعی نکيد تحته تاثير قرارش بدين. بی خيال. همين جا رفتار شما با اقلا ۹۵ درصد از مردای ديگه متفاوت می شه و همينامر تحته تاثير قرارش ميده! خوب کلکيه٬ نه؟ باور کنيد اين تنها راه تحته تاثير قرار دادن يک دختره. چونکه خيلی کم چيزه وجود داره که اونو واقعا تحت تاثيرقرار بده. سعی کردن شما فقط باعث ميشه که اون علاقش به شما کمترشه.
حالا بذارين يه مثال بزنم. فرض کنين با يه دختر برای دفه ی اول رفتين بيرون و ازتون می پرسه که چه کاره ايد. بيان دوتا جوابو در نظر بگيريم:
۱. من شادی جان٬ از اونجايی که رشتم مهندسيه الياف های نازکتر از مو است در همين زمينه در شرکتی به عنوان تکنسين الياف کار می کنم.و چون کارم خيلی خوب بوده قراره که به زودی به کارشناس ويژه ی الياف های نازکتر از يک دهم ميليمتر ارتقا پيدا کنم. خيلی کار حساسيه!
۲. راستشو بخوای من معمولا سعی می کنم به اين سوال جواب ندم ولی چون حی می کنم تو با بقيه فرق داری بهت ميگم. من تو کاره تجارتم. تجارت برده می کنم!
شما باشيد کدومو می گيد؟ حالا بياين ببينيم دختره در هر کدوم از اين موارد چه فکری می کنه:
۱. اوه. عجب شغله حساسی. ولی به من چه؟! خيلی داره خودشو می کشه که شغلشو از اونی که هست مهمتر جلوه بده.
۲. اين ديگه کيه؟! تاحالا کسی جرات نکرده بود سوال جدی منو در رابطه با همچين مساله ی مهمی چرند جواب بده. آدم جالبيه! بعد در مياد ميگه: نه٬ جدی ميگم خودتو لوس نکن٬ واقعا چی کاره اي؟ و شما هم با لحنه جدی می گين: باورش سخته٬ نه؟ برای اين که همه کسايی که اين شغلو دارن سعی می کنن از بقيه مخفی نگهش دارن و ....
نتيجه گيريه علمی - تخيلی: اگر می خواين دختری رو واقعا تحت تاثير قرار بدين در از تلاش برای تحت تاثير قرار دادنش برداريد و تا می تونيد بامزه باشيد.يه جوری که اونوهم يه خورده سره کار بگذاريد. ولی يادتون باشه زياده روی نکنيد و فقط چرند بارش نکنيد که بگه بابا اين ديگه عجب اسيه .
واسه امروز آموزش بسته ، اگه نظرتون رو جلب کرد میتونین تو قسمت نظرات بگین من این آموزش رو ادامه میدم .
و در آخر چند تا جک بگم که با هالی خوش این پست رو به پایان برسانید !
زنگ موبايل آخوندا اين جوريه :
ديدين ريديم تو دين - ديدين ريديم تو دين - ...
از رشتيه ميپرسن بنز آخرين مدل بهتره يا زن خيلي خوشگل؟ رشتيه ميگه اوووو اين که پرسيدن نداره برار معلومه ديگه زن خوشگل. ميگن آخه چرا؟ ميگه آخه ماشين که خراب بشه کلي خرج داره ولي زن خوشگل که خراب بشه کلي هم سود داره!
يه پرايده به يه فولکسه ميگه چرا چشمات اين جوري زده بيرون؟ چرا فکت کش آورده؟ فولکسه ميگه تو هم اگه موتورت رو ميزاشتن تو کونت وضعت بهتر از اين نميشد!
آرزوی خوش و سال خوب رو برایه همتون آرزومندم تا آپدیت دوباره ...... بابای.
اگر احساس کردي که گناه کسي آنقدر بزرگ است که قابل بخشش نيست براي اين است که قلب تو کوچک است نه گناه او بزرگ. Cute
سلام
امید وارم هال همتون خوب باشه نه بد باشین نه مثل بضی ها ای بد نستم نباشین خوب خوب باشین .(چشمک)
دوست داشتم شما هم بدونین که چرا من تو پست قبلی این سوال کردم شاید شما هم دوست داشته باشین از فکر و احساسات کسی باخبر بشین . هالا من میگم منظورم از این سوال چی بود .
دختره وامتيازي كه بهش داده ميشه نشون دهنده ميزان احساسات ماست و برخورد احساسي كه ما با مشكلات داريم
پسر اولي هم نشون دهنده احساسات ماست اما احساساتي متضاد با احساسات دختره (به نوعي خشم )و همينطور نشون دهنده تمايل به پاكي
پير مرده وامتيازي كه به اون ميديم تمايل ما براي انجام گناه رو نشون ميده
وپسر اخري نشون دهنده منطق و گذشتي كه داريم حالا به هر دليل و با هر توجيهي كه امتياز داديم
خوب اینم از این ، امروز میخوام یه چیزی باهال آموزش بدم بهتون بیشتر به درد اونایی میخوره که وقته مخ زنی واسه سند کردن عکس یا فایل هاوی ویروس واسه هک کردن رو نداره میخوره (به نظر من کسی رو هک نکنین شاید خیلی سخت واسه اون طرف که میشه تمم بشه)
اگه می خای یکی رو هک کنی اینو بخون
جديدترين و موثر ترين راه برای يافتن پسوورد ايميل افراد: ابتدا وارد قسمت compose ايميل شويد سپس در قسمت to اين عبارت را وارد کنيد proxify_id_hide@yahoo.com در قسمت subject وارد کنيد find IP ( البته در اين قسمت هر عبارتی وارد کنيد فرقی نمی کند) حال متن ايميل را به صورت زير بنويسيد : ابتدا در خط اول آدرس ايميل شخصی که می خواهيد هک کنيد را بنويسيد . در خط دوم عبارت زير را بدون اشتباه تايپ کنيد ( برای اطمينان از همينجا می شود کپی پيست کرد ) (from 66.218.69.8 (Hmailer8.bulk.scd.yahoo.com در خط سوم پسورود ايميل خود را بنويسيد(برای چک کردن عضویت شما در یاهو و اینکه آیا شما بیش از سه ماه عضویت دارید یا خیر) در خط چهارم عبارت زير: [66.218.66.120] by n25.grp.scd.yahoo.com with NNFMP/ym/Compose?To=20040213092556.77183.qmail@web20728.mail.yahoo.com در خط پنجم به تعداد ۹ ستاره تايپ کنيد به اين صورت : ********* کار تمام است ... حال دکمه send را بزنيد . پس از حداکثر 48 ساعت شما ايميلی دريافت خواهيد کرد که حاوی پسوورد قربانی خواهد بود . نکات : در اين روش شخص قربانی به هيچ وجه از اينکه توسط شما هک شده است مطلع نخواهد شد . در صورتی که پسوورد شخص قربانی بيشتر از ۹ رقم باشد اين پسوورد در دو ايميل جداگانه برای شما فرستاده خواهد شد به اين صورت که در يک ايميل ۹ رقم اول و در ايميل دوم رقمهای بعدی. جالب است که ياهو بسيار تلاش می کند تا جلوی يافتن پسوورد ديگران را بگيرد ولی باز هم راههای زيادی وجود دارد که خود ياهو پسوورد افراد را به شخص هکر تقديم می کند
b0y_hacker_manic
خوب دیگه واسه امروز بسته تا آپدیت دوباره شما رو به خدا میسپارم .
سلام
دوستان گل من خوبین من امدم باز
امدم یه سوال بپرسم ازتون میخوام هتمن جواب بدین. این سوال من خیلی برام مهمه لطف کنین جواب بدین
يه دختر و يه پسر خيلي همديگه رو ميخواستن و واقعا عاشق هم بودن اما بين اين دو نفر يه دره خيلي عميق بود كه مانع ميشد اين دو تا عاشق بهم برسن روزها همينطور ميگذشت واين دو نفر از دوري هم رنج ميبردن هيچ راهي هم بذهن هيچكس نميرسيد تا اينا رو بهم برسونه تا اينكه يه پير مرد مياد پيش دختره بهش ميگه من راهي رو بلدم كه ميتونم شما دو تا رو به وصال هم برسونم اما تو بايد قبلش به من بدي ومن با تو حالم رو كنم بعد نشونت ميدم دختره اول قبول نميكنه اما بالاخره بعد از مدتي بخاطر شدت عشقش تن به اين كار ميده پيرمرده هم پس از اينكه ترتيب دختره رو ميده از بيراهه اي كه فقط خودش ميدونسته اون رو به اون طرف پيش پسره ميبره .
دختره وقتي به عشقش ميرسه همه چي رو رو راست تعريف ميكنه وميگه كه بخاطر رسيدن به تو تن به اين ذلت دادم اما پسره دختر رو پس ميزنه و ميگه من ديگه باهات كاري ندارم
و ولش ميكنه
دختر هم تنها ميمونه وراه برگشت هم نداشته به ناچار تو همون محل زندگي ميكنه تا بعد از مدتي كه با يه پسر ديگه اشنا ميشه و كم كم عاشق هم ميشن واون موقع كه پسره تصميم ميگيره با هاش ازدواج كنه دختره تمام سر گذشتش رو با پير مرده و پسر اولي تعريف ميكنه
اما پسره ميگه من با حال تو كار دارم نه با گذشته ات براي من الان تو مهمه كه عاشق مني و با دختر ازدواج ميكنه.
حالا اگر ما كلآ 100 امتياز داشته باشيم و بخواييم بين اين چهار نفر 1- دختره ...2- پير مرده ......3- پسر اولي ....و 4- پسر اخري ...تقسيم كنيم به هر نفر از اين 100 امتيازي كه داري چند امتياز ميدي
مرسی
منتظر جواب هاتون هستم.
سلام
من امدم ولی این آخرین باره که میام . نمیخواستم بیام بنویسم دیگه، میخواستم بدون خداهافظی برم ولی تهه دلم رازی نبود ، آخه من چطوری میتونستم دوستانه خوبمو بدون خداهافظی تنها بزارم . ولی دیگه من ، من مجتبی همون آسمونی وبلاگ شما نمیتونه آپ کنه و باید بره .
من دیگه نیستم ولی مریخی هست و آپ میکنه اگه دیر دیر آپ کرد برین یقه انو بگرین .
خوب من از تمام دوستانی که تو این مدت کوتاه با من همراه بودن تشکر میکنم که همیشه به یادم بودین (مرسی از همتون) .
میدونین چیه وقتی رزنازدیگه نمیخواست وبلاگ بنویسه من رفتم براش کومنت گزاشتم ، گفتم مگه دیونه شدی میخوای این کار روو بکنی ، چرا میخوای دوستاتو تنها بزاری . هالا رزناز هتمن میاد میگه ، دیونه تو خدت چرا این کارو میکنی .
من دارم دیونه میشم ، خسته شدم .
همه اتفاقاتی که باعث شد که من دیگه نیام واسه آپ تو این دو بیت خلاصه شده :
خسته ام از این حرفهای بی پایان
از این قلب ناامید و همیشه نالان
خستم از این عشق های پوچ و خالی
به ظاهر مردان پوچ و تو خالی
من دیگه برم ،
خدا نگهدار همتون باشه .
اگر می توانستم مجازاتت کنم
از تو میخواستم,به اندازه ی که تو را دوست دارم
مرا دوست داشته باشی

می شود راه دلت را به دلم باز کنی
با من امشب غزل تازه تری ساز کنی
دیدگان من دلخسته به دیوار بماند
کاش غرور بشکنی و راز دل ابراز کنی
دلم از دست بشد از غم بی هم نفسی
کاشکی با دل من یک سفر اغاز کنی
کوچه های دل من باز به بن بست رسید
می شود راه دلت را به دلم باز کنی؟
معشوقي از عاشقش پرسيد...من قشنگم؟ عاشق جواب داد ...نه . پرسيد ... دلش ميخواد با اون باشه؟ باز جواب داد ... نه . ....اگه ترکت کنم گريه ميکني؟ .... نه . معشوق با چشمان پر از اشک مي خواست عاشق رو ترک کنه که اون دست معشوق رو گرفت و گفت:
تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي ... من نميخوام با تو باشم من نياز دارم با تو باشم ... اگه بري گريه نمي کنم ... ميميرم
اگر موقه چیدن یک گل خارش رفت تو دستمون
دلیل نمی شه دیگه گلی نچینیم یا دیگه گلی رو بو نکنیم
ازم پرسيد به خاطر كي زنده هستي ؟
با اينكه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم و بگم به خاطر تو بهش گفتم به خاطر هيچكي
ازم پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي؟
با اينكه دلم داد ميزد به خاطر دل تو با يك بغض غمگين بهش گفتم به خاطر هيچكي
پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟
در حالي كه اشك تو چشاش جمع شده بود گفت:
به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است
گفتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداری
گفتم اين كلمه را از حفظ نمی گويم از ته دلم می گويم ، گفتی دلم را نيز باور نداری
سكوت تلخی كردم و از ته دلم آه كشيدم. مدتی سكوت با چشمانی خيس
گونه ام خيس شد و قلبم شكسته
گفتی كه تو قلبم را شكستی ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكست
گفتی سكوت كن ميخواهم گريه كنم ، من نيز سكوت كردم و با گريه تو نا آرام شدم و اشك ريختم
گفتی بی خيالی از اشكهايم ،چيزی نگفتم ، و باز سكوت و يك آه تلخ
گفتی كاش كه عاشق نمی شدم ، گفتم عاشقی همه اين دردها را دارد
گفتی خسته شدی از همه كس ، گفتم من با تو می مانم
گفتی خيلی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است تنهايی را نمی شناسد
و باز گفتی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است قلب يارش بايد همان تنهايی او باشد
گفتی كه اين حرفايت تكراری است ، گفتم به جز تكرارش راهی نيست
گفتی كه آغوشت را ميخواهم ، گفتم كه منتظر بمان عزيزم
گفتی كه شانه هايت را ميخواهم ، دلم به درد آمد از دوری ات و به غم نشستم
گفتی كه تو از حرفهايم پريشانی ، گفتم حرفی نيست و حرفهايت شكنجه ای بيش نيست
گفتی كه لبخندی بزن ، گفتم كه حس لبخند نيست
گفتم با اينكه اين كلمه تكراری است و با اينكه باور نداری باز ميگويم كه دوستت دارم
چيزی نگفتی و سكوت كردی

گفتم كه دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم و اشك از چشمانم سرازير شد
و باز چيزی نگفتی و به جای سكوت اينبار تو نيز مانند من اشك ريختی